داستان های ممنوعه (جبهه مقاومت)

ما با قلم مقاومت راوی انتقام سختیم

داستان های ممنوعه (جبهه مقاومت)

ما با قلم مقاومت راوی انتقام سختیم

داستان های ممنوعه (جبهه مقاومت)

شب سراسر نور و سرور عید با عظمت مبعث رو به همه برادران و خواهران مسلمانم تبریک عرض می کنم...


و خوشا آنانکه امشب میهمان صحن و سرای حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هستند........ که سرّ امشب و افضل اعمال این عید عزیز، زیارت جان و برادر پیغمبر (صلی الله علیه و آله) است...


پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: من برای اتمام مکارم اخلاق مبعوث شدم .... و شاید یکی از زیباترین عیدی ها در این شب و روز با شکوه، تعالی مکارم اخلاقی ما باشه که به یقین با لطف خداوند متعال و نظر مهر و محبت رسول مهربانی ها و  البته اراده و همت خود ما، دست یافتنی خواهد بود...



در این شب عزیز و گرامی از همه شما بزرگواران التماس دعا دارم......

  • ...

همه لباس عزای امام کاظم (علیه‌السلام) را به تن کرده و مجید هم فرصت کرده بود تا لباسش را عوض کرده و پیراهن مشکی بپوشد و همین هیبت عزادارش کافی بود تا به خاطر بیاورم سال گذشته درست در چنین روزی، بین من و مجید چه گذشت؛ سال گذشته در شبی مثل دیشب، مجید شیفت شب بود و من سخت هوایی هدایتش به مذهب اهل تسنن شده بودم که نقشه‌ای زنانه به سرم زد تا فردا صبح که به خانه باز می‌گردد، با برپایی یک جشن عاشقانه، دلش را نرم کنم بلکه از سرِ محبت، حرف‌هایم را بپذیرد و قدمی هم که شده به سمت مذهب اهل سنت بردارد. چند شاخه گل رُز خریدم، کیک پختم، شربت به‌لیمو تهیه کردم، میزی شاعرانه چیدم و چقدر حرف برای گفتن آماده کرده بودم و او به عشق امام کاظم (علیه‌السلام) چنان غرق دریای ماتم شهادتش شده بود که هیچ کدام را ندید و در عوض دلش شکست که صبح شهادت امامش، خانه‌اش محفل شادی شده و من چقدر در هم شکستم! من اگرچه از اهل سنت بودم، اما روز شهادت فرزند پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) برایم روز شادی نبود و بی‌خبر از همه جا، بساط جشنی دو نفره به پا کرده بودم و چه ساده نقشه‌هایم نقش بر آب شده بود که تمام عقده‌هایم را با داد و فریاد و گریه بر سرِ مجید مهربانم خالی می‌کردم. آن روز تا شب چقدر با دلش جنگیدم که تبعیت از اولیای خدا، تنها با پیروی از رفتار آنها تجلی پیدا می‌کند و سیاه پوشیدن و عزاداری کردن چه ارزشی دارد و او در برابر خطابه‌هایم، هیچ نمی‌گفت و شاید هم نمی‌توانست عطش عشق شیعه را برایم شرح دهد که من هنوز هم معنای اینهمه دلبستگی را نمی‌فهمیدم، ولی او اجر عاشقی‌اش را از کفِ با کرامت معشوقش گرفته بود که درست در چنین روزی، کشتی متلاطم زندگی‌مان از دریای طوفانی مصیبت به ساحل آرامش رسید و به آبروی همان امامی که سال گذشته به حرمت عزایش، جشن خانه‌مان به هم خورد، امسال در اوج ارزش و احترام به چنین خانه زیبایی رسیدیم که مجید در مسجد، خدا را به نام موسی‌بن‌جعفر (علیه‌السلام) قسم می‌داده و من در کنج تاریکی و تنهایی مسافرخانه، خدا را از اعماق جانم صدا زده بودم تا سرانجام اینچنین باب اجابتی به رویمان گشوده شد.


  • ...

مسابقه بزرگ کی خسته است؟ 


 با جوایز ۲ میلیون ریالی سفر به مشهد مقدس


 و جایزه ویژه تبرکی از خوان کرم امام رضا (علیه السلام ) در شب اهدای جوایز


 تنها با خواندن زیباترین بخش رمان «جان شیعه، اهل سنت» از منظر خودتان و ضبط صدای خود (حداکثر به مدت پنج دقیقه) و ارسال آن به اکانت تلگرام @Nmgolestan و یا ایمیل shajargolestan@mihanmail.ir ، برنده ۲ میلیون ریال کمک هزینه سفر به مشهد مقدس شوید.


مهلت ارسال تا ۲۵ اردیبهشت ماه


شرکت در این مسابقه، برای همه همراهان این داستان آزاد می باشد.




  • ...

مجید هم نفس بلندی کشید و با سکوتی غمگین اوج تأسفش را نشان داد که با تمام شدن متن خبر، عبدالله صدای تلویزیون را کم کرد و گفت: «من نمی‌دونم اینا دیگه کی هستن؟!!! میگن ما مسلمونیم، ولی از هر کافر و مشرکی بدترن! تازه تهدید کردن که اگه دستشون به حرم حضرت زینب (علیها السلام) برسه، تخریبش می‌کنن!» با شنیدن این جمله نگاهم به چشمان مجید افتاد و دیدم که نگاهش آشکارا لرزید. مثل اینکه جان عزیزی از عزیزانش را در خطر ببیند، برای چند ثانیه تنها به عبدالله نگاه کرد و بعد با لحنی غیرتمندانه به خبری که شنیده بود، پاسخ داد: «هیچ غلطی نمی‌تونن بکنن!» و حالا این جواب مردانه او بود که توجه همراه با تعجب ما را به خودش جلب کرد. ما هم از اهانت به خاندان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) ناراحت و نگران بودیم، اما خونِ غیرت به گونه‌ای دیگر در رگ‌های مجید جوشید، نگاهش برای حمایت از حرم تپید و نفس‌هایش به عشق حضرت زینب (علیهاالسلام) به شماره افتاد. گویی در همین لحظه حضرت زینب (علیها السلام) را در محاصره دشمن می‌دید که اینگونه برای رهایی‌اش بی‌قراری می‌کرد و این همان احساس غریبی بود که با همه‌ی نزدیکی قلب‌ها و یکی بودن روح‌مان، باز هم من از درکش عاجز می‌ماندم!


  • ...
  • ...


 جلسه نقد و بررسی کتاب «جان شیعه، اهل سنت» در تاریخ ۳۰ اردیبهشت همزمان با کارگاه زندگی به سبک جهادی، با حضور نویسنده این کتاب و توسط چند تن از منتقدین ادبی اهل تسنن و تشیع در گرگان برگزار می شود.


 به نقل از پایگاه خبری دانا

http://dana.ir/News/707463.html

  • ...

شبکه جوانان رضوی برگزار می نماید


 تنها با خواندن زیباترین بخش رمان «جان شیعه، اهل سنت» از منظر خودتان و ضبط صدای خود و ارسال آن به اکانت تلگرام Nmgolestan و یا ایمیل shajargolestan@mihanmail.ir ، برنده ۲ میلیون ریال کمک هزینه سفر به مشهد مقدس گردید.

شرکت برای همه همراهان رمان «جان شیعه، اهل سنت» آزاد است.


اطلاعات کامل تر را در کانال تلگرام رمان «جان شیعه، اهل سنت» دنبال بفرمایید

https://telegram.me/janeshia_ahlesunnat


قابل ذکر است تمامی محورهای این مسابقه تنها مختص شرکت کنندگان از استان گلستان می باشد و تنها بخش ویژه مربوط به رمان «جان شیعه، اهل سنت» در سطح کشور برگزار می شود.

  • ...

امشب پیش از آنکه به شما سلام کنم، به ماه با عظمت خداوند، ماه رجب، همان ماهی که از مهتاب نهر برتر از شیر و عسل بهشت، نشأت می گیرد، سلام می کنم که شنیده ام این ماه شروع شکوفه زدن درخت ایمان برای مؤمنان است تا آنکه در شعبان به باغ گل بنشیند و در رمضان به بار ......


ان شاءالله این آغاز سراسر خیر و برکت این ماه با عظمت، شروع شیرینی برای فصل بندگی خداوند برای همه ما باشد تا با جانی سرشار از شهد و شکر ایمان و استغفار به سفره ماه مبارک رمضان برسیم.....


از همه شما بزرگواران التماس دعا دارم....

  • ...

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه شما بزرگواران و با تبریک آغاز سال نو و آمدن بهاری دوباره ....


حالا که به لطف خدا و همت دوستان، وب سایت رسمی رمان «جان شیعه، اهل سنت»  آغاز به کار کرده، وظیفه خودم دونستم تا از طریق این پنجره مجازی ـ که برای ارتباط با شما همراهان گرامی برای من صد البته حقیقت داره ـ ازتون دعوت کنم تا از این پایگاه رسمی رمان دیدن بفرمایید.


http://janeshiaahlesunnat.ir/

  • ...

رمان عاشقانه «جان شیعه، اهل سنت»، داستانی لبریز از عشق و سرشار از احساس است که با در هم تنیدن تعابیر عاشقانه و عارفانه در عباراتی از جنس عقیده و سیاست، قصه زندگی یک زوج شیعه و سنی را بر اساس حوادث خاورمیانه و جهان اسلام، طی سال های 91 تا 93، به تصویر می کشد تا شاهدی باشد بر مظلومیت شیعه و سنی که این روزها در هر وجب از خاک پاک کشورهای اسلامی، زیر تیزی تیغ تکفیری ها در خون خود دست و پا می زنند تا به مکر دشمنان اسلام، همه توان مسلمین، خرج مبارزه با افراطی گری شده و اسرائیل مجال عرض اندام در قلب جهان اسلام را بیابد...


بنا بر آموزه های فرهنگ ناب انقلاب اسلامی و در پی هشدارهای دلسوزانه مقام معظم رهبری مبنی بر حفظ وحدت، هدف از نگارش این اثر، برداشتن قدمی هر چند کوچک در جهت حفظ مصلحت مسلمانان و دفاع از حرمت جهان اسلام در برابر فتنه پیچیده و صهیونیستیِ تکفیر است که بی رحمانه به جان پاک امت اسلامی افتاده تا اثری از میراث رسول مهر و مهربانی بر جا نماند... باشد که این نگارخانه نقش و سخن، سفیر صلح و وحدت میان مسلمانان و میدان مبارزه با تفکر تکفیر شود.


  • ...